مصطفى محقق داماد
14
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
حضرت رسول اكرم ( ص ) و ائمه عليهم السّلام . به منظور به نظم درآوردن قواعد و اصول استنباط ، فهم و استخراج احكام از منابع فقه به تدريج علمى ايجاد شد كه در تاريخ اسلام تحت عنوان « علم اصول فقه » شهرت يافته است . اصول فقه ، همان گونه كه قبلا گفته شد ، مجموعه قواعد و مقرّراتى است كه به وسيله آن احكام شرعيه از منابع مربوطه كه بعدا به تفصيل شرح داده مىشود ، استخراج مىگردد . اين عمل يعنى استخراج احكام از منابع فقهى ، تدريجا به عنوان « اجتهاد » شهرت و مقبوليّت عامه يافت . با امعان نظر در آنچه گذشت روشن مىگردد كه اجتهاد كه در شيعه مقبوليّت يافت ، با آنچه كه در قرون اوليّهء تاريخ توسّط اهل سنّت تحت عنوان اجتهاد به رأى مطرح مىشود و شيعه با قاطعيت با آن مخالفت دارد ، داراى فرق بسيار واضحى مىباشد . زيرا همانطورىكه ديديد اهل سنّت با تمسّك به دلائلى كه به نمونهاى از آن اشاره شد ، اجتهاد به رأى را منبعى مستقل در عرض كتاب و سنّت براى وضع قوانين و احكام قرار داده است . به تعبير ديگر ، اجتهاد را به معنى تقنين و تشريع مىدانستند و در هر مورد كه مجتهد حكمى را در كتاب و سنّت نمىيافت مىتوانست براساس انديشهء آزاد ، حكم مورد را با در نظر گرفتن مصالح و جهات مربوطه وضع نمايد . ولى منظور شيعه از اجتهاد ، بهطورىكه گفته شد ، استخراج احكام از منابع مشخّص و معيّن تقنين و تشريع است ، نه اينكه اجتهاد خود منبعى براى تقنين و تشريع باشد . ما در اين زمينه در مبحث عقل بحث بيشترى خواهيم كرد .